تبليغاتX
و زن شیطان بود

و زن شیطان بود

دیر زمانی است این پیکر بیهوده مورد هجوم موریانه ها قرار گرفته است آنچنانکه پیکره مریم وقتی بعداز هزاران هزار سال از قعر زمین درآمد ....آه من تنها پیکره ای بودم ...مومیایی. خود را اینک به صدای خش خش موریانه ها سپرده ام .سپرده ام به ناله های خودم . به کش آمدن های بیهوده . دیر زمانی است که اکسیژن خواست خود را به من نشان دهد . افسوس ...این موریانه ها نخواهند گذاشت من جاودانه شوم میان موزه ها .

سرسام آور است . چه باید کرد ؟ لنین بیچاره این سوال را پرسید یا من یا پیکره مقدس مریم ....بیاییم در مرگ من بگریید دوستان .موریانه ها مرا برای همیشه راهی نیستی کردند .راهی سرزمینی که نمی شناسم . خنده دار است واگویه های زندگی برای بالاآوردنش .حالا منم که زندگی ام را بالا می آورم . چه باید کرد ؟ ای عروسک های شیشه ای ؟ چه باید کرد ؟ با من بگویید و با من حرف بزنید...من در هجوم موریانه ها دست و پا می زنم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  |