تبليغاتX
و زن شیطان بود

و زن شیطان بود

*برف سرشاخه ها را سنگین کرده است . نوستالژی کودکی به سویم سرازیر می شود .آه !چقدر لطف ...زیاد است ! که تعطیلم اکنون من !آویزان به سرشاخه ها می شوم . خودم و قلبم را به افتخار روزهای باشکوه زندگی ام دار می زنم . در سیاهی فریاد .باید کاری کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

*یازده دقیقه پائلیو را شروع کرده ام .خیلی بیخود است به خصوص ترجمه اش !از آشغال آشغال تر است ! باور کنید !

*دلم برای هیچ چیز گذشته تنگ نشده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  |