تبليغاتX
و زن شیطان بود

و زن شیطان بود

نمي دونم چرا بغض مي كنم وقتي به رفتن از خبرگزاري فكر مي كنم ...به روز هايي كه توي نياوران براي نخستين بار با مهران بهروز فغاني ، سو دابه خوبم ، شيده لالمي ، صنم مهربون آشنا شدم . بعدها هم آمنه شيرافكن اومد ...يعني بود ولي بعد از سه ماه مرخصي دوباره به خبرگزاري برگشت . اوايل خيلي همه چيز برام غريب بود و سخت . روزهاي سخت زندگي من با ورودم به اين مجموعه آميخته شده بود . گاهي دلم مي گرفت ...از رفتارهاي بعضي از بچه ها .ولي خوب حق التحرير اول و ديدارها .الان ذهنم درست كار نمي كنه .ديشب كه از اصفهان اومدم همه بدنم درد مي كرد . دردهاي پي در پي ...نمي خوام با اين كلمات شكسته بسته درباره خبرگزاري بنويسم و هزاران ماجرايي كه طي چهار سال اتفاق افتاده .اما اين شكسته بسته ها بدون سانسور و توي فضاي خاصي نوشته مي شه .آه ! اي كاش مي توانستم فرياد برآورم . فرزانه و طاهره و سحر هم استعفا دادن . سخته ولي بايد رفت ...نمي شه ديگه توي اين فضاي مسموم نفس كشيد ....بايد رفت .روز يا شب نه اي دوست غروبي ابدي است .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  |