اين يادداشت را با عذر خواهي از همه زنان جسوركشورم مي نويسم
« احمدوند »،نامي چند روز پيش به نشريه اي كه من در آن خبرنگار ساده اي بيش نيستم ،تشريف آورده بودند .ايشان و دوستانشان آمده بودند تا طرحي را به مديرمسول نشريه ما ارايه دهند تا پس از توافق دو طرفه آن را اجرا كنند كه جاي هيچ بحثي اينجا درباره آن نيست و ربطي هم به من ندارد.اين گروه از اعضاي خبرگزاري خدابيامرز شهر بودند كه پس از تعطيلي اين خبرگزاري كه گويا همه با هم استعفا داده بودند. آن هم به گفته خودشان به دليل مساعد نبودن شرايط كاركه باز هم ربطي به من ندارد. اما همه دغدغه و خشم من كه زنم از آنجا آغاز مي شود كه ايشان در حالي كه جلسه مهم! با حضور آقايان محترم خبرگزاري شهر و بقيه اساتيد و بنده حقير و سرپا تقصير برگزار شد .به عنوان سرپرست گروه حاضر صحبتش را براي دلگرمي ! يا توهين ! به مجموعه ! كه باز هم مهم نيست و بي خيال ! اينگونه آغاز كرد :« دوستان محترم .اگر چه خبرنگاران بيكار .مانند زنان بيوه ! مي مانند كه هر كجا وارد شوند همه از حضورشان احساس تهديد مي كنند اما ......»
ادامه مطلب