چگونه فرياد برآورم .چگونه از زخم هاي كرم زده پوست بدنم حرف بزنم .چگونه .جز نوشتن چاره اي نداشتم .گفتم و نوشتم .بارها .بارها .از هر آنچه آزارم مي داد .از رازهاي نهفته اي كه زجر آور است.
اما چه فایده ؟ هنوز همان است که همان .نه خبرگزاری جواب می دهد .نه روزنامه .نه وبلاگ .انگار همان است که بود و همان است که خواهد بود و است و می شود .حرف های من چه بی فایده است ! چه بی مزه است! از تخریب مهد كودك دانشگاه تهران بگویم .از تخریب های پیاپی عودلاجان بگویم ؟ از دیوانگی های و دروغ هاي شهردارمنطقه ۱۲ برای تخریب جانانه حمام نواب امامزاده یحیی که فیلم "قیصر" در آن به اوج می رسد بگویم ؟ از سر برباد رفته سرباز هخامنشی یا جشن ملی متوقف شده اصفهان ؟ از بی سر و ساماندهی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران و از مرمت وحشیانه "برج آزادی " بگویم ؟ از طرح امنیت اجتماعی که لرزه بر اندامم می اندازد بگویم یا از بیکاری خبرنگاران ؟ از غم نان بگویم یا از بی غیرتی و بی وجدانی ؟ از حقوق های عقب افتاده روزنامه های رو به ورشکستگی بگویم یا از تعدلیلی های خبرنگاران و .....
چگونه فریاد بزنم / چگونه از هنجره خشک شده و رو به خفگی بگویم ؟ کرم های بدنم آفتاب خورده اند و می لولند ....من آن مجسمه مریمم که از هزاران سال فساد و تنهایی در قعر زمین می آیم و حالا کرم های دورنم بیرون زده اند ....نگاه کنید .من رو به ویرانی ام ....
پيوست :عكس هايي از حمام تاريخي نواب پيش از خريداري از سوي شهرداري
