چقدر ترس و اضطراب بده .چقدر ماندن در بلاتكليفي بده .بازم به گل نشست اين مجموعه نيمه سامان .مثل هجوم هياهوهاي ديوانه وار . بازم به گل نشست .خودش و عروسك هاي خيمه شب بازي اش . اندوه را كه فرياد كني .بازم صدايي به آسمان نمي رسد .ترانه هاي عاشقانه بي معناست وقتي كه گرسنه اي . نام و ننگ بر دوش بايد كشيد و سراسيمه جهيدن در باتلاق هاي فراموشي .نمي شود گذشت از جامعه اي كه چنين ننگ هايي را به بار مي آورد .ننگ به گل نشستن يك رسانه .نمي شود از فضاي بنفش تحريريه گذشت .نمي شود فرياد برنياورد .نمي شود آرام نشست .نمي شود داد زد .چه بايد كرد ؟ كسي نمي داند .
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر
|
