تبليغاتX
و زن شیطان بود

و زن شیطان بود

ظلم عمري دارد به قدمت تاريخ بشر .استعمار و استعمارگر هنوز هم زنده اند.به خصوص در جايي كه بيش از همه ادعاي آزادي كردند و درباره آزادي حرف زدند .ظلم بيشتر مي شود ،به راحتي آب خوردن مي شود. پول كه باشد ،جور و ستم سرك مي كشد .اگر كسي نداي آزادي داد آن هم وقتي كه پول داشت . ياد "كارتر "كبير بيافت كه با رساله آزادي اش جنگ ويتنام را راه انداخت و استعمار محترمانه را .

اين همه را گفتم كه داغ دلم را خالي كنم .از استعماري كه در مطبوعات ايران مي افتد . عده اي پول دارند ،نشريه و مجله راه مي اندازند كه اسمشان بولد شود و همه به به چه چه راه بياندازند .در اين ميان خبرنگاران هستند كه بايد قرباني اين ماجراي خود خواهانه شوند . ماجراي خودخواهانه اي كه اگر درباره اش بتوان سخنراني ها راه انداخت  بي فايده است.مديرمسوول مي شوند كه بگويند :« آهاي آهاي منو نگاه كنيد !چه آدم مهمي هستم ! هورا !»

اما لازم است بگويم كه هم زمان مشروطه گذشته و هم قرن هيجدهم اروپا! امروز ديگر تبليغ يكه تاز جامعه بشريت شده است .خودم روزنامه نگارم اما اميدوار نيستم و آرزو هم ندارم كه روزي خداي ناكرده  مدير مسوول اين افتضاحات تاريخ بشريت شوم . پول و ميز كه بيايد رسالت ها از ياد مي رود .شايد وسوسه هاي زمين پاياني ندارد . توصيه من به همه انسان ها اين است كه در يك حركت دسته جمعي تمام روزنامه ها را بسوزانند .فريب تاريخ را نابود كنند . فريب افكار عمومي را نابود كنند .بسوزانند تا دروغ گوهاي تاريخ نابود شوند .من تنها به خاطر پول مي نويسم ! چون شغلم است .من را هم نابود كنند . آخ ! اي اهورامزدا ! در سرزمين قد كوتاهان جز تاريكي چيز ديگري نيست . پيشنهاد مي كنم مرا هم زير تيغ گيوتين ببرند كه اين ننگ به پايان برسد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  | 

متاسفانه نبود امكانات اينترنيتي در محل كارم مانع از برقراري ارتباط با دوستاني مي شه كه برام در اين مدت پيام گذاشتند .من نمي دانم چرا وقتي "امير بي لقب " و "زباله " اصرار دارند كه من بايد خودمو بكشم كه اين مطلب ها رو مي نويسم يا حتي دوستم "سميه بانو " كه منو مثلا مي شناسه ! مرگ مثل هوا مي مونه مثل نفس .مثل هر چيز خوب ديگه .اگه بهش فكر كني كه لزوما آدم افسرده و يا در معرض مرگ رواني نيستي .تو مي توني به مرگ جور ديگري فكر كني .مثلا مثل جوري كه "الهام" فكر مي كنه "تناسخ "،حلول براي زنده ماندني دوباره و زندگي ديگر .حتي "وسطي"كه تازه باهاش آشنا شدم تاكيد مي كنه كه در قرآن هم روي اين مطلب تاكيد شده !من خودم قرآن رو نخوندم و نمي دونم !اگه بازم دوستان ايراد نگيرن كه كافري و از اين حرفا ! يكي از دوستان اشاره كرده بودند كه تو خودت زني چرا مي گي زن شيطانه !يا از اين حرفا ! باز هم بايد تاكيد كنم به دوست محترم كه بايد پست معرفي وبلاگم رو با دقت بخونند .كجاي اون من از زنا بد گفتم !من حرفم اينه كه خيلي ها عقيده دارن كه "و زن شيطان بود "،مثل فيلم خاطره سازه آقاي كارگردان صدا و سيما! "او يك فرشته بود " اما اين يك كنايه است ! تو رو خدا يعني اينقدر كنايه پرتيه! نگيد كه نفهميديد! آقا زن و مردي اگه وجود داره !تقصير من كه نيست !وقتي همه جا قراره زن و مرد از هم جدا بشن و رييس ميراث فرهنگي بياد هتل بانوان درست كنه !خوب !حتما يه اشكالي در مرد يا زن هست ! باور نمي كنيد يه سري به مترو و اتوبوس و هر جايي كه دوست داريد بزنيد . بعدشم باور كنيد كه مي شه با مرگ پرواز كرد .زندگي كرد و هزارتا احساس خوب ديگه داشت !راستي اميدوارم بازم نظرات شما را بشنوم .

دوستتون دارم :فاطمه

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  |