|
غافلان
![]() همسازند،
همساز
سايهساناناند،
وينان
دلبهدرياافگناناند، بهپایدارندهی آتشها
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
که تباهي
کاشفان ِ چشمه
کاشفان ِ فروتن ِ شوکران
با جاپايي ژرفتر از شادی در گذرگاه ِ پرندهگان. □ در برابر ِ تُندر ميايستند خانه را روشن ميکنند. و ميميرند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برای اینکه در سایه نشسته و به یاد گرسنگان دنیا پیتزا می خورم از خویشتن خویش وحشت می کنم اما سنگینی بار این دنیای کثیف بر شانه های آنان که پول ملت را در پست های مختلف می خورند و با ادعای وطن دوستی در کوچه های شهر می چرخند چه خواهد کرد؟ نمی دانم .اما اینقدر می دانم که واگویه های یک خبرنگار از روزنامه اش فراتر نمی رود آن جا که دوستانمان تنها برای شهرت می نویسند و برای حسادت منتشر نمی کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر
|

