تبليغاتX
و زن شیطان بود

و زن شیطان بود

براي گم شدن مي توان خنديد .با صداي بلند .براي رفتن رفتن و هرگز به دنياي پرسراب پوچ باز نگشتن .از نوك كوه تا صحرا دويدن .باز خنديدن .چقدر دلم براي خواب هاي نقره اي تنگ شده است . دلم براي گورهاي مرطوب و سكوت گورستان تنگ شده است.براي خواب ابدي .
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر  |