دريا خنديد در دوردست دندان هايش كف و لب هايش آسمان
تو چه مي فروشي دختر غمگين سينه عريان ؟
من آب درياها را مي فروشم آقا
پسر سيا قاطي خونت چي داري ؟
من آب درياها را دارم آقا
اين اشك هاي شور از كجا مي آيد مادر ؟
من آب درياها را مي گريم آقا
من و اين درد بي نهايت سرچشمه اش كجاست ؟
دريا خنديد در دوردست دندان هايش كف و لب هايش آسمان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط فاطمه علی اصغر
|
